تبليغاتX
اینجا همه جوره هست!!!



از يک عاشق شکست خورده پرسيدم:

بزرگ ترين اشتباه؟ گفت عاشق شدن

گفتم بزرگ ترين شکست؟ گفت شکست عشق

گفتم بزرگترين درد؟ گفت از چشم معشوق افتادن

گفتم بزرگترين غصه؟ گفت يک روز چشم هاي معشوق رو نديدن

گفتم بزرگترين ماتم؟ گفت در عزاي معشوق نشستن

گفتم قشنگ ترين عشق؟ گفت شيرين و فرهاد

گفتم زيبا ترين لحظه؟ گفت در کنار معشوق بودن

گفتم بزرگترين رويا؟ گفت به معشوق رسيدن

پرسيدم بزرگترين آرزوت...؟؟؟؟

اشک تو چشماش حلقه زدو با نگاهي سرد گفت:

مرگ


+ نوشته شده در شنبه 1388/04/20ساعت 9:3 توسط عباس بابائیان |




              کم کم اعجاز نگاه  تو مرا شاعر کرد

                نازچشمان سیاه تو مرا شاعر کرد

                 من الفبای جنون هیچ نمی دانستم

                  قدم اول راه تو مرا شاعر کرد

               گرچه دلبسته ی خورشید نبودم حتی

             عاقبت صورت ماه  تو مرا شاعر کرد

            باورم  نیست که از خویش غزلساز شدم

              خنده ی  گاه به گاه تو مرا شاعر کرد

            کوه اندوه  تو را در دل من طاقت نیست

             بگذر ای عشق که آه تو مرا شاعرکرد

          من کجا - شعر کجا - خلوت و فانوس کجا ؟

              آری اعجاز نگاه تو مرا شاعر کرد ...

+ نوشته شده در شنبه 1388/04/20ساعت 9:1 توسط عباس بابائیان |




 
 

 

 

از روزگار دلم گرفته

از اين تکرار دلم گرفته

دلم مي خواد گريه کنم، بارون ببار!

دلم گرفته، دلم مي خواد گريه کنم، گريه کنم، گريه کنم

براي گم کردن خويش

رها شدن از کم و بيش

براي در خود گم شدن

جدا از اين مردم شدن

بهانه گريه مي خوام

بهانه فرياد زدن

بيا تو باش اي مهربان

بهانه گريه من

از من ديگه هيچي نمونده

يه قصه صد باره خونده

امروز هوا، هواي گريه است

گونه ها مو بارون پوشونده

ابر غمم بارون نميشه

درد سکوت درمون نميشه

بخون برام از پشت شيشه

درد سکوت درمون نميشه

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/04/18ساعت 22:45 توسط عباس بابائیان |




+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/04/11ساعت 22:35 توسط عباس بابائیان |



عشق یعنی رازقی ،

عشق یعنی مست گشتن از شمیم

عشق یعنی آفتاب بی غروب

عشق یعنی آسمان ، یعنی فروغ

عشق یعنی آرزو ، یعنی امید

عشق یعنی روشنی ، یعنی سپید

عشق یعنی غوطه خوردن بین موج

عشق یعنی رد شدن از مرز اوج

عشق یعنی از سپیده تا سحر

عشق یعنی پا نهادن در خطر

عشق یعنی لحظه دیدار یار

عشق یعنی دست در دست نگار

عشق یعنی نغمه های هایده

عشق یعنی رقص آب و آینه

عشق یعنی عقل شد مدهوش تو

عشق یعنی مست در آغوش تو

عشق یعنی لب به لب انداختن

عشق یعنی جامه را انداختن

عشق یعنی لحظه های بی قرار

عشق یعنی صبر ، یعنی انتظار

عشق یعنی اشتیاق و اضطراب

عشق یعنی دلهره ، یعنی شتاب

عشق یعنی اشک ، یعنی عاطفه

عشق یعنی یادگاری ، خاطره

عشق یعنی لایق مریم شدن

عشق یعنی با خدا همدم شدن

عشق یعنی جام لبریز از شراب

عشق یعنی تشنگی ، یعنی سراب

عشق یعنی خواستن ، له له زدن

عشق یعنی سوختن ، پر پر زدن

عشق یعنی سالهای عمر سخت

عشق یعنی زهر شیرین ، بخت تلخ

عشق یعنی با "خدایا" ساختن

عشق یعنی چون همیشه "باختن"
+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/04/11ساعت 22:30 توسط عباس بابائیان |



 


       وقتی بمیرم . . . من گم می شم . . .

مثه لحظه های تلخ بی تو بودن . . .

          مثه دیدن یه خواب بدون تو . . .

               یه خواب طولانی . . . شاید تا ابد . . .

                                         بدون دستهای تو

دستهایی که با گرفتنشون

                  هیچوقت گم نمی شدم . . .

زل زدن به چشمهای تو . . تو تاریکی ی شب

                             اون بالا بالا ها تو دل کوه . . .

رفتن تو . . . گم شدن من . . . گم شدن تو . . . 

 دلم داره تو سینه م آب می شه . . ذوب می شه . .

                                            می فهمی . . .؟

همه دیوارا . .

          همه میله ها . . .

                    همه زنجیرا . . .

                                 از همه طرف

                                       احاطم می کنن . . .

نمی تونم تو این دنیا باشم . . .

            خدا . . . این دنیا برام

                   خیلی تنگه . . . خیلی . . خیلی . . .

یکی به دادم برسه . .

             دارم از تنهایی دق می کنم .

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/04/10ساعت 18:30 توسط عباس بابائیان |




سرم خاک کف پای رفیق است ، دلم مجنون صحرای رفیق است ، بهشت ارزانی خوبان عالم ، بهشت من تماشای رفیق است .


----------------------------------


آنقدر رنج کشیدم ز جهان پیر شدم ، صورتم گرچه جوان است ولی پیر شدم .


----------------------------------


اینو بدون که اگه کسی وارد زندگیت شد و گذاشتو رفت علاوه بر اینکه یه خاطره به جا می ذاره می تونه یه تجربه هم به جا بذاره ، پس سعی کن خاطره های خوب و تجربه های مفید رو به خاطر بسپاری ، دوست داشته باش تا دوستت داشته باشند .


----------------------------------


فاصله تابش خود را بر دیگران تنظیم کن ، خداوند خورشید را در جایی نهاد که گرم کند ولی نسوزاند .


----------------------------------


جز توکل بر خدا ، سرمایه ای در کار نیست ، هرکه را باشد توکل ، کار او دشوار نیست .


----------------------------------


با دل عاشق بد نکن ، ای آدم نا مهربون ، سنگدل و بی وفا نشو ، یه دل داری اینم نشون .


----------------------------------


ای کاش زندگی مثل فوتبال بود ، که خوشی را پاس ، جدایی را شوت ، بی وفایی را فول ، غم را آفساید و محبت را گل می کردیم .


----------------------------------


هرکی دلتو شکوند صداشو در نیار ، یه روز دلش میشکنه صداش در میاد .


----------------------------------


عشق را دوست دارم ولی نه در قفس ، بوس را دوست دارم نه در هوس ، تو را دوست دارم تا آخرین نفس .


----------------------------------


مهم این نیست که قطره باشی یا اقیانوس ، مهم این است که آسمان در تو منعکس شود .

----------------------------------


اگرچه دوری ز اینجا ، تو یعنی اوج زیبایی ، کنارم هستی و هر شب به خوابم باز می آیی ، اگر هرگز نمی خوابند دو چشم سرخ و نمناکم ، اگر در فکر چشمانت شکسته قلب نمناکم ، ولی یادم نخواهد رفت ، که یاد تو هنوز اینجاست ، میان سایه روشن ها ، دل شیدایی من تنهاست ، نباید زود می رفتی و تنها کوچ می کردی .


----------------------------------


نگاهت چشمه ساری است که مرا با خود به رویا می برد ، لبانم که از خستگی و سنگینی سکوت تکیه بر هم داده اند ، تا غروب مهربانی عشق تو را سجده می کنند .


----------------------------------


دریا هرچه دور شود ساحل باز هم کنار دریا می ماند ، ساحلتم دریای من .


----------------------------------


به نام ستاره ی شب تاریکم ، یک شب خوب تو آسمون ، یک ستاره چشمک زنون ، خندید و گفت کنارتم تا آخرش تا پای جون ، ستاره ی قشنگی بود آروم و ناز و مهربون ، ستاره شد عشق منو منم شدم عاشق اون ، اما زیاد طول نکشید عشق منو ستاره جون ، ماهه اومد ستاره رو دزدید و برد نا مهربون ، ستاره رفت با رفتنش منم شدم بی هم زبون ، حالا شبا به یاد اون چشم میدوزم به آسمون .


----------------------------------


اگر در زندگی ناگاه یکی از سیم های سازت پاره شد آهنگ زندگی را آنچنان ادامه بده که هیچ کس نداند بر تو چه گذشت .


----------------------------------


همیشه تلخ ترین خاطرات زندگی را از کسی تجربه می کنیم که شیرین ترین خاطرات را با وی داشتیم .


----------------------------------


خیلی سخته که روز تولدت همه بهت تبریک بگن ، جز اونی که فکر می کنی به خاطرش زنده ای .

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/04/10ساعت 18:11 توسط عباس بابائیان |



ميدوني صفاي ما پا برهنه ها چيه؟ اين که ريگي به کفشمون نيست


براي شنيدن صداي كه دوستش ميداري همين لحظه هم بسيار دير است، افسوس خواهي خورد زماني را كه آن سوي


سيم ها كسي بي احساس ميگويد: برقراري ارتباط با مشترك مورد نظر مقدور نمي باشد !!!!


ادعا نمي کنم، همواره به ياد کساني هستم که دوستشان دارم ولي مي توانم ادعا کنم که لحظاتي که به يادشان نيستم نيزدوستشان دارم


میدونی چرا بعضی شبها زود صبح میشه؟آخه خورشید هم دلش واسه چشمات تنگ میشه.


به اندازه ی گریه ی گنجشک دوست دارم! شاید این دوست داشتن کم به نظر بیاد اما یه چیزیو میدونی؟ گنجشکا زمانی که گریه میکنن میمیرن!


از یه نی نی میپرسن عشق یعنی چی؟ میگه یعنی بزالی اونم از پفکت بخوله ولی فقط تو تا دونه!


همه زندگي فقط 3روزه : اومدن - بودن - رفتن . من خودم نخواستم بيام ولي خودم مي خوام که باشم اونم فقط به خاطره تو وقتي هم که ديگه نباشي منم ميرم

عاشق هرکس شدم او شد نصیب دیگری *دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجری* من سخاوت دیده ام دل را به هرکس می دهم *شرم دارم پس بگیرم آنچه را بخشیده ام

سكوتم را به باران هديه كردم تمام روزها را گريه كردم نبودي در فراق شانه هايت به هر خاكي رسيدم تكيه كردم...

مساحت كره زمين رو بر مساحت نوك سوزن  تقسيم  كن به جوابش كاري نداشته باش مي خواستم بگم اينقدر دوستت دارم


شکوفه های صورتی فدای مهربونیات ...یه دل که بیشتر ندارم اونم فدای خنده هات


ميگم مرسی بهش برسی با کمپرسی نگی بکسی منو ميبوسی اگه نبوسی خيلی لوسی


لذت داشتن یه دوست خوب توی یه دنیای بد، مثل خوردن یه فنجون گرم زیر برفه. درسته که هوا رو گرم نمی کنه، ولی آدمو دلگرم می کنه

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/04/10ساعت 18:8 توسط عباس بابائیان |



 

 

زندگی گل زردیست به نام غم

 

فریاد سیاهیست به نام آه

 

رشته کوهی ست به نام آرزو

 

و رودخانه ایست به نام عشق

 

که به دریای صفا میریزد

 

زندگی یعنی عشق , محبت , امید , آرزو

 

که در آخر به بیابانی به نام وداع منتهی می شود

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/04/10ساعت 9:32 توسط عباس بابائیان |




عكس‌ خدا در اشك‌ عاشق‌
قطره‌ دلش‌ دریا می‌خواست ، خیلی‌ وقت‌ بود كه‌ به‌ خدا گفته‌ بود. هر بار خدا می‌گفت : از قطره‌ تا دریا راهی ا‌ست‌ طولانی ، راهی‌ از رنج‌ و عشق‌ و صبوری ، هر قطره‌ را لیاقت‌ دریا نیست. قطره‌ عبور كرد و گذشت ، قطره‌ پشت‌ سر گذاشت .قطره‌ روان‌ شد و راه‌ افتاد و هر بار چیزی‌ از رنج‌ و عشق‌ و صبوری‌ آموخت. تا روزی‌ كه‌ خدا گفت : امروز روز توست ، روز دریا شدن ، خدا قطره‌ را به‌ دریا رساند ، قطره‌ طعم‌ دریا را چشید ، طعم‌ دریا شدن‌ را اما... روزی‌ قطره‌ به‌ خدا گفت : از دریا بزرگتر ، آری‌ از دریا بزرگتر هم‌ هست ؟ خدا گفت:  هست. قطره‌ گفت : پس‌ من‌ آن‌ را می‌خواهم ، بزرگترین‌ را ، بی‌نهایت‌ را. خدا قطره‌ را برداشت‌ و در قلب‌ آدم‌ گذاشت‌ و گفت : اینجا بی‌نهایت‌ است. آدم‌ عاشق‌ بود ، دنبال‌ كلمه‌ای‌ می‌گشت‌ تا عشق‌ را توی‌ آن‌ بریزد ، اما هیچ‌ كلمه‌ای‌ توان‌ سنگینی‌ عشق‌ را نداشت ، آدم‌ همه‌ عشقش‌ را توی‌ یك‌ قطره‌ ریخت ، قطره‌ از قلب‌ عاشق‌ عبور كرد و وقتی‌ كه‌ قطره‌ از چشم‌ عاشق‌ چكید ، خدا گفت : حالا تو بی‌نهایتی ، چون كه‌ عكس‌ من‌ در اشك‌ عاشق‌ است .

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/04/10ساعت 9:30 توسط عباس بابائیان |